تبليغاتX
روز های زیبا
روز های زیبا

دوران دانشجویی

گل
نوشته شده در پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 11 AM توسط | |

سلام علیکم حال شما خوبه؟ در سلامتی کامل به سر می برید؟

منم خوبم از احوال پرسی دوستان بهتر هم میشیم.

حدود سه هفته ای بود که من نبودم .(جمله را داشتید ؟بود که من نبودم. فارسی کلا ترکید)       شب جمعه بر گشتم الان هم کلاس ها دایره ولی من دیگه نرفتم(البته این هفته) گفتم به بچه ها شما بنویسید بعد بدید من. پس کی از این حق خودمون که غیبته استفاده کنیم.الان هم با اجازتون درس می خونیم.الانه الانه که نه انشا ا.. بعد از این پست ادامه میدیم.

امسال شب یلدا و چند شب اول دهه محرم میبد بودم که عزاداریاشون واقعا خوب بود. واسه من که خیلی جذاب بود. البته همه بچه ها همین نظرو داشتند.

شب یلدا هم خیلیا رفتند هیئت ولی بچه های اتاق ما کسی نرفت البته یکیشون رفت که کلا اون آدم لجبازیه ولش کن.عکسش هم می بینید که چقدر بهمون خوش گذشت.البته بعد اهالی اتاق بغل که حقوق می خونند که آقا من دلم می خواد سر به تن این حقوق دان ها نباشه. اقا بالا منبر میرند بد جور. از اونا که خودشون هم به حرفاشون عمل نمی کنند.اومدند گفتند شما شب یلدا گرفتید گناه بوده . ما هم گفتیم باشه ما مفسد فی الارضیم.

اصلا  ما نه زدیم نه رقصیدیم که گناه باشه فقط جاتون خالی خوردیمو مثل دیوونا از خودمون عکس گرفتیم .خیلی خوش گذشت.

نوشته شده در پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 10 AM توسط | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت